اصول و روش های برقراری انضباط

همه مدیران و معلمان دوست دارند که مدرسه ای منظم، مرتب، آرام و همراه با ادب و احترام داشته باشند، اما، متأسفانه به علت نداشتن نگرش ها و بکار نگرفتن روش های مناسب، آن گونه که باید موفق نیستند. دلیل اصلی آن این است که نگرش آن ها، شاید یک نگرش تربیتی و مبتنی بر رفتار شناسی نبوده و بدون درک علت می خواهند ظاهر رفتار افراد را اصلاح کنند. نگرش قدیمی مبصر مآبانه و انضباط مدار که از دانش آموزان می خواست موی سر و ناخن ها خود را کوتاه کنند، در یک صف راه بروند و با روش های متحدالشکلی و بدون چون و چرا عمل کنند، در آموزش و پرورش فعلی جهان کاربرد موفقیت آمیزی ندارند. اکنون مجموعه ی درک و اطلاعات دانش آموزان با مجموعه ی درک و اطلاعات دانش آموزان پنجاه سال قبل قابل مقایسه نیست و ما به عنوان مدیر یا معلم نمی توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم.

 

آموزش و پرورش جدید صحنه ای از یادگیری های متقابل از همه رسانه ها، افراد و تأثیرات فرهنگی همه جوامع است. خیلی از دانش آموزان از کوچک ترین وقایع جهان و محیط قبل از معلمان و مدیران خود آگاه می شوند و انتظارات خاصی از آن ها دارند. در چنین شرایطی، تغییر و اصلاح رفتار تابع درک عمیق علل رفتار است. به همین دلیل برای برقراری انضباط و اصلاح رفتار باید معلمان و مدیران اصول رفتار شناسی و برقراری انضباط را درک و نگرش های درست و عالمانه ای نسبت به آن داشته باشند تا در کارهای پرورشی خود موفق باشند. برای تحقق چنین منظوری باید با تکیه بر همه مطالب یاد شده، به دو موضوع مهم اصول انضباط و روش های آن توجه خاص داشت:

 

الف اصول انضباط

 

 

 اعمال و برقراری انضباط تابع اصول و قواعدی به شرح زیر است که بدون درک آن ها امکان موفقت در تغییر و اصلاح رفتار وجود ندارد:

1- مبنای انضباط باید بر پایه دوستی دو طرفه معلمین و شاگردان باشد.

2- مسائل انضباط صرفاً به محیط مدرسه محدود نمی شود. دانش آموزان فقط چند ساعتی در مدرسه هستند و بقیه ساعات زندگی خود را در خانواده و محله می گذرانند. بنابراین، ریشه های آن را باید در جاهای دیگر نیز دید و برای حل آن نیز باید از آن ها کمک گرفت.

3- انضباط نباید بر پایه تنبیه اعمال شود.

4- کنترل فرد بر رفتار خود از ضروریات ارزش انسانی است و بنابراین، برای برقراری انضباط باید از خود دانش آموزان استفاده کرد و خودشان درباره ی رفتارشان و چگونگی تأمین انضباط تصمیم بگیرند.

5- انضباط باید به عنوان یک امر ضروری برای زندگی جمعی در مدرسه به حساب آید و همه اعضای سازمان آموزشی مانند دانش آموزان، معلمان، کارکنان، مدیران و حتی اولیاء آن را درک کنند.

6- باید برای برقراری انضباط، مطالعات و امکانات لازم و آموزش آن پیش بینی شود.

7- برای برقراری انضباط، دانش آموزان باید درک کنند که انضباط فقط مربوط به مدرسه و برای مدرسه نیست، بلکه آن پایه ای برای انضباط اجتماعی و رعایت مقررات و نظم جامعه و زندگی است.

8- درک چراهای رفتاری و انضباطی مقدم بر رفتار ظاهری و رعایت انضباط است.

9- از آن جا که انضباط مربوط به تمام زندگی است، توجه به نکات زیر ضروری است.

الف نگاه به انضباط برای حفظ سلامتی و بهداشت فرد و اجتناب از عادت های بد،

ب- کوشش مستمر به سوی توسعه و بهسازی روانی و ذهنی،

ح- آزاد اندیش شدن و رعایت حدود آزادی ها و حقوق دیگران،

د- اجتناب از بدخواهی علیه هر کس

ه- آموزش و توسعه سعه صدر، دوستی و عدالت نسبت به دیگران.

10- رعایت اصل اعتدال و عدالت در امور انضباطی بر اساس توان و تکلیف افراد.

 

ب- روش های برقراری انضباط

 

 

 بر پایه مطالعات و گفتاری پیشین، روش های زیر برای برقراری انضباط پیشنهاد می شود:

1- به کار گیری مشکل شناسی به عنوان پایه اصلی رهبری و مدیریت انضباط در سازمان آموزشی.

2- تعیین اهداف، استانداردها، قوانین و مقررات روشن.

3- روش ساختن و تفهیم انتظارات مدرسه از دانش آموزان و کارکنان.

4- کوشش برای اعمال کوشش ها و فعالیت های هماهنگ بین مدیر، معلمان، دانش آموزان و اولیاء.

5- بالا بردن توانایی های معلمان و مدیران در انگیزش، روش تدریس و روابط.

6- بستر سازی و دادن مسئولیت برای خود کنترلی دانش آموزان در امور مدرسه.

7- داشتن روابط حسنه با دانش آموزان احترام به جای ترس.

8- پیش بینی برنامه های متنوع ولی منظم و زمان مند بر اساس نیازهای دانش آموزان و اهداف تعلیم و تربیت و تلفیق آن ها.

9- به کار گیری و دخالت دانش آموزان در امور برنامه ریزی و استقرار نظم و انضباط.

10- ارتباط بین اولیاء و مربیان و توافق آن ها در مسائل تربیتی و روش ها.

11- اعمال روش های درست تشویق و تنبیه.

12- برنامه دار بودن و پیش بینی فعالیت ها.

 

منبع:سایت تبیان


برچسب‌ها: انضباط, نظم, معاون اموزشی, گلستان دانش, مالکی پور

تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 21:50 | نویسنده : مالكي پور |

آنچه یک معاون آموزشی باید بداند


متانت و وقار معاون

معاونان و مربيان بايد در زمينه شغلي خود از ابهت هيبت برخوردار باشند و در پرتو اين ابهت شاگردان از او بهره خواهند گرفت بدون اينكه معاون به تنبيه كردن يا كم كردن نمره انظباط متوسل گردد .

معاون بايد از حركات غير منطقي خود داري ورزيده و از مزاح و شوخي هاي زياده از حد ، پرهيز نمايد زيرا اينگونه كارها حرمت و شكوه معاون را كاهش ميدهد البته منظور اين نيست كه معاون خود را ترش رو و اخمو نشان داده از دانش آموزان كناره گيري نمايد بلكه در عين مهرباني از عظمت روحي و معنوي خاصي بايد برخوردار باشد تا بر روي دانش آموزان اثر مثبت گذاشته آنان را از انجام  رفتارهاي سبك و بيهوده و امثال آن باز دارد


قول و تعهد معاون

يكي از اصول اخلاقي وفاي به قول و تعهد است. بدون ترديد همه ما انتظار داريم وقتي كسي به ما قول ميدهد مطابق تعهدش رفتار نمايد خواه اين فرد يك دانش آموز يا معلم يا معاون مدرسه باشد و اگر تخلف نمايد شديدا" ناراحت شده لاقل در دل ، او را توبيخ و ملامت كرده ودر نظرمان شخصيتش پايين خواهد آمد . بايد به خاطر داشته باشيم كه ديگران ، همين انتظارات را از ما دارند بنابراين اگر با كسي قول وقراري بستيم بايد مطابق رفتار كنيم .

معاون از نظر اينكه در محيط مدرسه با دانش آموزان در ارتباط است از سپردن تعهد و قول ناگزير است. از سوي ديگر از قول دادن صريح و مطلق بايد خود داري كرد


محبت ورزی

بي شك يكي از مهمترين خدماتي كه انسان هاي تربيت يافته به جامعه بشر كرده و مي كند ، تربيت و تهذيب آنهاست . اساس تربيت در اسلام محبت الهي است . محبت صفتي در نفس انسان است و به چيزي تعلق ميگيرد كه به اعتقاد او داراي خير و خوبي باشد . برخي گمان ميكنند بايد ديواري از ترس و وحشت بين مربي و متربي باشد تا تربيت ، جامه عمل بپوشد ، ولي غافل از اينكه اگر ترس بتواند به طور جزئي و محدود سر پوشي بر صفات ناهنجار بگذارد ، تا وقتي اين اثر است كه عامل ترس نيز موجود باشد ولي به محض برطرف شدن آن ، خو هاي زشت با قدرت بيشتر كه حاصل سركوبي و انباشته شدن آن است خود را نشان خواهد داد.

تجربه نشان داده ابراز محبت و احساس اطمينان و اعتماد حاصل از آن در امر تربيت بسيار موفق تر از عامل ترس بوده است . عده اي بر اين پندارند كه اظهار محبت به فرد مورد تربيت ، او را لوس و از خود راضي بار مي آورد و لذا نبايد با متربي با زبان دوستي حرف زد و با او خودماني شد در صورتي كه اين حالت ناشي از به كارگيري بي مورد محبت است نه از ابراز آن .



تربیت در پرتوی شخصیت

تربيت گذرگاههاي دشواري دارد ، تنها كساني ميتوانند از اين گذر گاهه عبور كنند كه داراي علم و تجربه و پختگي باشند . چه بسيارند افرادي كه به اسم تربيت بزرگترين زيانها را به كودكان ميآورند. بنابراين بايد هوشيار و دقيق بود و در پياده كردن برنامه هاي تربيتي ، اصول اساسي و اوليه را در مد نظر قرار داد . يكي از اصول اساسي تربيت ، حيثيت و شخصيت مربي است كه در همه ابعاد تربيتي اين اصل بايد محفوظ بماند .

اولين و اساسي ترين موضوعي كه بايد مورد توجه معلمان و مربيان قرار گيرد شخصيت دادن به كودكان و نوجوانان است . بنابراين معلمان و كاركنان مدرسه در اجراي برنامه هاي تربيتي اولين كاري كه بايد انجام دهند اين است كه شخصيت كودك را تثبيت نموده ، آنگاه به امور تربيتي بپردازند، چه با حفظ شخصيت كودك بهتر ميتوان دگرگوني هايي در كودك بوجود آورد .



تجربه نشان داده است كه هر گاه با كودكان خاطي برخورده شده ، در همان مراحل ابتدايي كودك دچار تاثر شده از كردار خود اظهار ندامت و پشيماني نموده به عذر خواهي پرداخته است . يكي از اشتباهات بزرگ مربيان اين است كه در مواردي كه كودكان دچار خطايي ميشوند ، مربيان به جاي حفظ حيثيت آنان ميكوشند آبروي آنان را بر باد داده از اين رهگذر جرم و گناه را بزرگ جلوه دهند غافل از اينكه عمل بد شاگرد غير از خود شاگرد راناديده ميگيرند و بزرگترين سرمايه معنوي او را يعني شخصيت او را از بين ميبرند

 


برچسب‌ها: معاون, معاون اموزشي, نكات اموزشي, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 13:40 | نویسنده : مالكي پور |

راهکارهایی برای تقویت املا


امروزه اشتباهات املایی دانش آموزان بیشتر به چشم می خورد و اولیای دانش آموزان و معلمان هم از این موضوع خیلی نگران هستند.

اشتباهات املایی می تواند علل گوناگون داشته باشد :

ضعف شنوایی ، ضعف دیداری ، نا هماهنگی بین اعضای بدن ، علل روانی و...

البته در پایه های اول ودوم ابتدایی ممکن است به علت عدم شناخت نشانه ها (حروف الفبا)باشد.

با توجه به اشتباهات املایی هر دانش آموز می توان  تمرینات ذیل را انجام داد انجام این تمرینات بصورت تکرار در دفعات زیاد و در زمان تمرین کوتاه پیشنهاد می شود. در ضمن این تمرینات می تواد بصورت بازی و سرگرمی استفاده شود تا باعث خستگی و دلزدگی دانش آموز نگردد. این فعالیت ها (تمرینات) را به صورت گروهی

یا فردی می توان انجام داد.

 انجام فعالیت هایی که باعث تقویت حافظه دیداری می شود

1-مانند نمونه نقطه ها را به هم وصل کن

2-پیدا کردن تصاویر پنهان در تصاویر

3-نگاه کردن به نوک مداد – دور کردن – نزدیک کردن –بالا و پایین بردن مداد

4-تفاوت و تشابه


انجام فعالیت هایی که باعث تقویت حافظه شنیداری می شود

1-مسابقه دیکته با یک بار گفتن : هنگام گفتن دیکته کلمه یک بار گفته می شود و دیگر تکرار نمی شود.

2-کم کردن صدای تلویزیون و رایانه و...

3-کاغذ گرفتن جلوی دهان و بعد گفتن املا

4-داخل قوطی چند نخود است؟ (دقت در صدایی که از داخل قوطی شنیده می شود)

5-شنیدن چند کلمه و بعد تکرار آن به ترتیب گفته شده مثلا (کتاب – کاغذ- تلاش – معلم – ریاضی)

 

انجام فعالیت هایی که باعث هماهنگی دست و پا و چشم می شود

1- مچاله کردن کاغذ با یک دست

2-بازی و ساختن شکل با خمیر بازی یا گل کوزه گری

3-بازی دارت این بازی را در کلاس هم با کشیدن دایره های تو در تو باپرتاب یک شی انجام می شود

4-حمل لیوان پر از آب

5-پرتاب و گرفتن توپ

6-پیچاندن نخ دور قر قره

7-حمل زنگوله بدون در آورد صدای آن

 

انجام فعالیت هایی که باعث تقویت خواندن می شود

1-روشن نگه داشتن شمع با شعله خمیده بافوت کردن

2-مسابقه صدا کشی دو نفر دونفر دانش آموزان با هم مسابقه می دهند.

3-مسابقه سوت زدن

4-خالی کردن آب یک لیوان به لیوان دگر با نی

5-بیرون و داخل بردن زبان با شماره

6-چرخاندن زبان در دهان

7-خط کشیدن بین دو خط و به تدریج پیچیده تر می شود

8-استفاده از ماسه بادی و ساختن اشکال و نوشتن

برگرفته از: سی دی های ((شبنم شوق)) که مجموعه ای از کلاس های استاد محترم روانشناسی دکتر مصطفی تبریزی می باشد.

 


برچسب‌ها: راهکارهایی برای تقویت املا, حافظه شنيداري وديداري, نقاطقوت وضعف املا, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 13:10 | نویسنده : مالكي پور |

niniweblog.com


آدم عليه السلام در روايات

آغاز آفرينش 
ابوحمزه ثمالى مى گويد: ((امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: آيا گمان مى كنى كه خداوند غير از شما مخلوقاتى را نيافريده است ؟ آرى ، سوگند به خدا! خداوند هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفريده است . سوگند به خدا كه تو آخرين (نسل ) از اين عالم مى باشى)).(٣٥)

جابر بن يزيد نقل مى كند: امام باقر (عليه السلام ) در ضمن گفتارى فرمود: ((گويا راءى تو چنين است كه خداوند همين يك جهان را آفريده است ؟ يا چنين مى پندارى كه خداوند متعال ، غير از شما انسانى را نيافريده است ، آرى سوگند به خدا، خداوند متعال هزار هزار عالم و هزار هزار آدم را آفريده و تو در نسل آخر اين عالم ها و اين آدم ها هستى )). (٣٦)

امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خداى عزوجل دوازده هزار عالم آفريده كه هر يك از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمين بزرگ تر است و هيچ يك از اهالى يك عالم به ذهنش نمى رسد كه خداى تعالى غير عالم او عالمى ديگر نيز آفريده باشد)). (٣٧)

از امام باقر (عليه السلام ) روايت است كه فرمود: ((خداى عزوجل در زمين از روزى كه آن را آفريد، هفت عالم خلق كرد و برجيد، هيچ يكى از آن عوالم از نسل آدم نبودند و خداى تعالى همه آنان را از پوسته روى زمين آفريد و نسلى را بعد از نسل ديگر ايجاد كرد و براى هر يك عالمى بعد از عالم ديگر پديد آورد تا در آخر آدم ابوالبشر را بيافريد و ذريه اش را از او منشعب ساخت)). (٣٨)

 


از اين بيان قرآن دو تفسير ارائه شده است . اول اينكه به مجرد چشيدن از ميوه درخت ممنوع ، اين عاقبت شوم به سراغ آنان آمده و در حقيقت از لباس بهشتى كه لباس كرامت و احترام خدا بود برهنه شدند. نكته دوم اينكه آنان قبل از ارتكاب اين خلاف برهنه نبودند و پوششى داشتند كه در قرآن از چگونگى آن صحبت نشده است ولى به هر حال نشانه اى براى شخصيت آدم و حوا بوده كه با نافرمانى از اندامشان فرو ريخته است .

در تاءييد تفسير دوم ، قرآن مى فرمايد: اى فرزندان آدم ! شيطان شما را فريب ندهد چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون كرد و لباس آنان را از تنشان جدا ساخت (٣١).

سپس مى فرمايد: ((هنگامى كه آدمى و حوا چنين ديدند بى درنگ از برگ هاى درختان بهشتى براى پوشاندن اندام خود استفاده كردند. در اين موقع از طرف خداوند ندا رسيد: مگر من شما را از آن درخت نهى نكردم ؟ مگر به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار و سرخت شماست ؟ )) (٣٢) . چرا فرمان مرا فراموش كرديد و در اين گرداب افتاديد؟



 niniweblog.com


برچسب‌ها: قصه هاي قرآني, از آدم تا خاتم, تاريخ انبيا, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : شنبه نهم آذر 1392 | 15:56 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : شنبه نهم آذر 1392 | 14:56 | نویسنده : مالكي پور |

دعاي خوف از ضرر


كفعمى در مصباح دعائى نقل كرده و فرموده سيّد بن طاوس اين دعا را براى ايمنى از سلطان و

 بلاء و ظهور اعداء و خوف فقر و تنگى سينه ذكر كرده و آن از ادعيه صحيفه سجّاديّه است

 پس هرگاه ترسيدى از ضرر آنچه ذكر شد بخوان آنرا اينست دعا


برچسب‌ها: دعا, صحيفه سجاديه, دعاي خوف از ضرر, گلستان دانش, مالكي پور

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم آذر 1392 | 14:49 | نویسنده : مالكي پور |



 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 


میگویند جمعه می آید ...

آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛

او خواهد آمد .


درادامه مطلب شعري زيبا از استاد شهزيار اورده ام.....


برچسب‌ها: يا امام زمان, شعر, استاد شهريار, شعر درمورد امام زمان, گلستان دانش

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم آذر 1392 | 13:18 | نویسنده : مالكي پور |

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش





بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن 


همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش





به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش






 


برچسب‌ها: اباصالح التماس دعا, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : جمعه هشتم آذر 1392 | 13:2 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : جمعه هشتم آذر 1392 | 12:33 | نویسنده : مالكي پور |


niniweblog.com


وسوسه هاى شيطان 


شيطان كه همه بدبختى هاى خود و رانده شدن از درگاه الهى را از جانب آدم مى دانست ، كينه او را به شدت در دل گرفته بود و درصدد بود تا به هر طريقى كه مى شود موجبات گمراهى و انحراف آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتى به خدا سوگند ياد كرده بود كه به هر نحوى كه بتواند آدميان را گمراه و مانند خود بدبخت و جهنمى كند. در چنين وضعيتى شيطان چگونه مى تواند آرام گيرد و آسوده بنشيند و آدم را در آن همه لذت هاى بى منتهاى مادى و معنوى مستغرق ببيند و نصيب او فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد. 


شايد اگر فكر انتقام هم در سر او نبود همان طبع حسادت و تكبرى كه داشت او را آسوده نمى گذاشت و درصدد زايل كردن اين نعمت هاى بى حد الهى از آدم و حوا برمى آمد. 


مگر نه اين كه او به سبب تكبرى كه به انسان ورزيد و خود را برتر از او دانست حاضر نشد در برابرش سجده كند و از فرمان پروردگار خود سرپيچى كرد و آن همه عبادت ها و زحمت هاى چند هزار ساله خود را تباه ساخت يا به سبب رشك و حسدى كه به مقام آدم برد براى هميشه خود را ملعون و مطرود درگاه خداى خويش گردانيد.

شيطان براى پيشبرد اين هدف ، بهترين راه را در اين ديد كه از عشق و علاقه ذاتى آدم به تكامل و ترقى و زندگى جاويدان استفاده و هم عذر و بهانه اى براى مخالفت فرمان خدا براى آنان بتراشد، لذا به آدم و همسرش گفت : خداوند شما را از اين درخت نهى نكرده است مگر به خاطر اينكه اگر از آن بخوريد يا فرشته خواهيد شد و يا جاودانه در بهشت خواهيد ماند. (٢٨)


آدم با شنيدن اين سخن در فكر فرو رفت ، اما شيطان براى اينكه پنجه هاى وسوسه خود را بيشتر و محكم تر در جان آدم و حوا فرو برد، سوگندهاى شديدى ياد كرد كه من خير خواه شما هستم (٢٩).


آدم كه هنوز تجربه كافى در زندگى نداشت و گرفتار دام هاى شيطان و دروغ نيرنگ نشده بود؛ نمى توانست باور كند كسى اين چنين قسم دروغى ياد كند و دام هايى بر سر راه او بگذارد. از اين رو تسليم فريب شيطان شد و با ريسمان پوسيده مكر و فريب او براى به دست آوردن زندگى جاويدان به چاه وسوسه هاى ابليس فرو رفت و نه تنها زندگى جاويدان نصيبش نشد بلكه در گرداب نافرمانى خدا افتاد. به اين ترتيب شيطان آنها را فريب داد و با طناب خود آنها را در چاه فرو برد. همين كه آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشيدند بى درنگ لباسهايشان از اندامشان فرو ريخت و بدنشان آشكار گشت . (٣٠)


از اين بيان قرآن دو تفسير ارائه شده است . اول اينكه به مجرد چشيدن از ميوه درخت ممنوع ، اين عاقبت شوم به سراغ آنان آمده و در حقيقت از لباس بهشتى كه لباس كرامت و احترام خدا بود برهنه شدند. نكته دوم اينكه آنان قبل از ارتكاب اين خلاف برهنه نبودند و پوششى داشتند كه در قرآن از چگونگى آن صحبت نشده است ولى به هر حال نشانه اى براى شخصيت آدم و حوا بوده كه با نافرمانى از اندامشان فرو ريخته است .

در تاءييد تفسير دوم ، قرآن مى فرمايد: اى فرزندان آدم ! شيطان شما را فريب ندهد چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون كرد و لباس آنان را از تنشان جدا ساخت (٣١).


سپس مى فرمايد: ((هنگامى كه آدمى و حوا چنين ديدند بى درنگ از برگ هاى درختان بهشتى براى پوشاندن اندام خود استفاده كردند. در اين موقع از طرف خداوند ندا رسيد: مگر من شما را از آن درخت نهى نكردم ؟ مگر به شما نگفتم كه شيطان دشمن آشكار و سرخت شماست ؟ )) (٣٢) . چرا فرمان مرا فراموش كرديد و در اين گرداب افتاديد؟


 


فرشتگان بر سه مساءله از صفات خود تكيه كردند: تسبيح ، حمد و تقديس . در حقيقت مى خواستند بگويند اگر هدف ، اطاعت و بندگى است ، ما سر به فرمانيم و اگر عبادت است ، ما همواره مشغول عبادتيم و اگر پاكسازى خويشتن يا زمين است ، ما چنين مى كنيم . 


در حالى كه انسان مادى ، هم خود فاسد است و هم زمين را پر از فساد مى كند. ولى براى اين كه حقايق به تفصيل بر فرشتگان روشن شود، خداوند آنان را آزمايش كرد تا خودشان اعتراف كنند كه ميان آنها و آدم ، تفاوت است و علم خداوند برتر از دانسته آنان است . خداوند به آنان فهماند كه به تسبيح و تقديس و عبادتهاى صورى خود مغرور نشوند؛ زيرا هنگام امتحان ، نافرمان و متكبران از فرمانبران و عابدان حقيقى شناخته مى شوند.

 

niniweblog.com



برچسب‌ها: قصه هاي قرآني, از آدم تا خاتم, تاريخ انبيا, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : پنجشنبه هفتم آذر 1392 | 15:55 | نویسنده : مالكي پور |


دانش اموزان عزيز اگر نمیدونید برای طرح جابربن حیان موضوع را چگونه انتخاب کنید در ادامه مطلب

مطالب مفیدی برایتان گذاشته ام حتما مطالعه کنید

 


برچسب‌ها: طرح جابربن حيان, جشنواره جابربن حيان, موضوعات طرح جابربن حيان, گلستان دانش, مالكي پور

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 18:55 | نویسنده : مالكي پور |


تابلوی مربوط به پروژه ی طراحی و ساخت و تعیین جایگاه نمودار:

منبع: وبلاگ جناب آقاي اعلايي


برچسب‌ها: طرح جابربن حيان, جشنواره جابربن حيان, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 18:45 | نویسنده : مالكي پور |

یک پاورپوینت بسیار عالی و دارای توضیحاتی کامل 

درباره ی جشنواره ی جابر بن حیان  آماده ی دانلود می باشد.



منبع :وبلاگ آموزش ابتدایی ۱۴۰۴

پيشنهاد مي كنم سري هم به وبلاگ هم انديشان بزنيد....


برچسب‌ها: دانلود, دانلودپاورپوينت طرح جابربن حيان, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 18:40 | نویسنده : مالكي پور |
قیصر امین‏پور

 متولد دوم اردیبهشت 1338 گتوند است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد . 

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد. 

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد. 
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد:از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد. 

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. » 
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود. 

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد. 

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.

 

قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.


برچسب‌ها: زندگینامه, قیصرامین پور, شاعر, گلستان دانش, مالکی پور

تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 18:33 | نویسنده : مالكي پور |

همان طور که در جریان هستید در مدارس طرحی به نام جابر اجرا می شود که هدف آن جلب بچه ها به تحقیق و آزمایش است .

دانشمندان کوچک کلاس ما که می خواهند در این طرح شرکت کنند از حالا موضوع مورد علاقه شون رو انتخاب کنند و با کمک والدین عزیز مطالبشون رو جمع آوری کنند تا وقت کم نیاورند

 

در ادامه ی مطلب زندگی نامه جابر که اولین شیمیدان مسلمان و البته ایرانی بوده است را برایت گذاشته ام. به امید روزی که هر یک از دانش آموزان باهوش من برای ایران عزیزمان یک جابر باشند.



 


برچسب‌ها: زندگينامه جابربن حيان, طرح جابربن حيان, گلستان دانش, مالكي پور

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 17:47 | نویسنده : مالكي پور |


7 نکته درباره نگهداری از گیاه بامبو


دو عامل برای زرد شدن بامبو مطرح است. نور مستقیم یا بیش از حد و آب لوله کشی مورد استفاده برای گیاه که حاوی مقدار بیش از حد نمک یا فلوراید است.

 

اگر گیاه‌تان بنابه دلایلی زرد و رشد آن متوقف شده است، آن را از تابش مستقیم نور آفتاب دور کرده و آب آن را تنها از آب فیلتر شده یا آب معدنی طبیعی تامین کنید تا دوره پربار و جدیدی را آغاز کند.

 

این این روزها گیاه بامبو یکی از پرطرفدارترین گیاهان آپارتمانی محسوب می‌شود. البته این نوع بامبویی که در خانه‌ها نگهداری می‌شود و معمولا پرپیچ و تاب است، نوع خاصی از بامبو است که به «لاکی بامبو» شهرت دارد اما با نام علمی ‌«دراسینا» در جهان شناخته می‌شود.


مهم‌ترین نکاتی که در مورد این نوع بامبو لازم است در نظر گرفته شود، نور کافی و آب تازه است و احتیاج به رسیدگی خاصی ندارد. البته بامبو برای رشد، خاک هم نمی‌خواهد. حتی می‌توان آن را در خاک‌های ژله‌ای نگهداری کرد اما برای رشد بهتر است از تقویت‌کننده‌های مایعی استفاده ‌شود که به آب بامبو اضافه می‌کنند و گل‌فروشی‌ها آن را «غذای بامبو» می‌نامند.


بامبوها گیاهان بسیار حساسی هستند و در صورت کوچک‌ترین تماسی با موادشیمیایی مثلا مواد‌شوینده، نگهداری در هوای گرم، عدم تعویض آب، قرار گرفتن در مجاورت نور زیاد و گاهی بیماری، کم‌کم زرد می‌شوند و از بین می‌روند. به همین دلیل ظرف یا گلدانی که در آن نگهداری می‌شود باید ماهی یک بار شسته شود و قبل از آنکه گیاه در آن قرار گیرد، کاملا خشک شود.


اگر نکات بالا را مدنظر قرار دهید و بامبو را در دمای 15 تا 25 درجه سانتی‌گراد و دور از نور مستقیم خورشید و باد مستقیم کولر نگه‌دارید و رطوبت لازم را برای آن فراهم کنید، پس از مدت 5 تا 7 ماه شاهد قد کشیدن عجیب این گیاه پیچ خورده و سرسبزی آن خواهید بود.


بامبو برعكس بقیه گیاهان،‌ نگهداری می‌شود؛ یعنی وقتی نور كمتری به آن برسد، بیشتر در جستجوی نور قد می‌كشد و در تماس با نور زیاد و گرما از داخل می‌پوسد.


تمیز نگه‌داشتن آب بامبو و با تعویض هفتگی تاثیر به سزایی در سلامت گیاه دارد. مقدار آب نیز باید تا اندازه‌ای باشد که تقریبا تا 5/2 سانتی‌متر بالاتر از انتهای پایینی ساقه قرار بگیرد.

 

 

منبع: پايگاه فرهنگي هنري تكناز

http://www.taknaz.ir/news_detail_33888.html      


برچسب‌ها: بامبو, نگهداري از بامبو, گياه بامبو, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 16:48 | نویسنده : مالكي پور |
دانلود 2 نمونه سوال 

 

از پایه ی پنجم ابتدایی

 از مجتمع : آموزشی و پرورشی شهید علی اصغر شجاع(روستای فایندر) 

شامل : 

سی سوال تستی جغرافیا 

110 سوال صحیح و غلط از کتاب علوم

از وبلاگ :

http://shahidshoja.blogfa.com/


برچسب‌ها: دانلود, دانلود سوالات پايه اول تا ششم ابتدايي, دانلودآزمون هاي اول تا ششم ابتدايي, گلستان دانش, مالكي پور

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 16:7 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر 1392 | 11:41 | نویسنده : مالكي پور |

کودکی هایم اتاقی ساده بود


قصه ای دور اجاقی ساده بود


 

شب که میشد نقشها جان میگرفت


روی سقف ما که طاقی ساده بود


 

میشدم پروانه خوابم می پرید


خوابهایم اتفاقی ساده بود


 

زندگی دستی پر از پوجی نبود


بازی ما جفت و طاقی ساده بود

 


قهر میکردم به شوق آشتی



عشقهایم اشتیاقی ساده بود

 

ساده بودن عادتی مشکل نبود


سختی نان بود و باقی ساده بود

 

قیصر امین پور


برچسب‌ها: کودکی, شعرکودکی, اشعار قیصرامین پور, گلستان دانش, مالکی پور

تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 20:37 | نویسنده : مالكي پور |

روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود ، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت: "ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!

" عارف نگاهی به او کرد و گفت: "خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن!" 


لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت: "چه کنم تا به خدا برسم؟" عارف گفت: "زیاد خوش گذرانی نکن!" جوان تشکر کرد و رفت. 


یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!" عارف گفت: "سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد.

 آن چوب را چوب تعادل گویند!" به خاطر بسپار: تعادل و میانه روی یگانه راه حصول به خلوت حق می باشد! 


زیباترین شکل اطاعت از فرامین خداوند گردن نهادن به خواست اوست همچون: فضیل عیاض". حکایت تبسم "فضیل عیاض": گویند سی سال بود که هیچ کس "فضیل عیاض" را خندان ندیده بود ، مگر آن روز که پسرش بمرد و او تبسم کرد! گفتند: "ای خواجه! چه وقت این است؟" فضیل گفت: رضا، شادی دل است به تلخی قضا! 


اکنون دانستم که خداوند راضی بود به مرگ این پسر، من نیز موافقت کردم و رضای او را تبسم کردم! آیا ما می توانیم این گونه از سر ایمانی لجام گسیخته تن به رضایت حضرت دوست دهیم؟ تکرار می کنم! همه چیز در جهان دو طرف دارد. اگر ما به فرامین خداوند گوش دهیم، باید مطمئن باشیم که او هم به درخواست های ما گوش می دهد .


برچسب‌ها: كتاب, لطفاگوسفندنباشيد, داستان كوتاه, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 17:36 | نویسنده : مالكي پور |

چكيده

انديشيدن يکي از اجزاء لاينفک زندگي بشري است. همه ما با انديشه آشناييم، چه بطور آگاهانه و چه زماني که به آن توجه نداريم. درواقع بايد گفت وجه تمايز انسان از ساير موجودات در همين انديشمند بودن اوست. از طرفي يکي از عرصه هايي که بطور جدي انديشه انسان را به خود مشغول داشته "فلسفه" است. فلسفه و تفکر فلسفي درواقع اين فرصت را براي آدمي فراهم مي آورد که آگاهانه و هر چه بيشتر انديشمندانه زندگي کند. 


در همين راستا و در جامعه امروز که تزايد و تناقض آراء بيش از هر زمان ديگري به چشم مي خورد و بيانگر اين نياز است که تنها با مدد جستن از يک انديشيدن جهت يافته و فعالانه است که مي توان از آسيب هاي چنين فضايي در امان مانده و در عين حال گرفتار رکود و جزم انديشي نشويم؛ بايد راهي يافت که فلسفه را وارد زندگي روزمرّه نمود تا آموزش آن عموميت پيدا کند. در واقع آنچه هدف نهايي ما مي باشد، پرورش تفکر انساني است. 



از همين رو با نظر به اهميّت تفکر فلسفي و نقش مهارتهاي تفکر اعم از انتقادي و خلاق در بهبود فضاي فکري جامعه ي انساني و براي اينکه اين فرايند را سرعت بخشيم و بتوانيم استفاده بهينه اي از منابع انساني يا درواقع فکري جامعه انساني داشته باشيم، بهتر آن است که آموزش را از دوران کودکي آغاز کنيم تا بزرگسالاني آموزش ديده داشته باشيم. در همين راستا حرکت هايي براي آموزش دادن فلسفه به کودکان انجام شده است؛ جنبشي که تحت عنوان "فلسفه براي کودکان" در حدود نيم قرن است کار خويش را در سراسر جهان آغاز کرده است در تحقيق حاضر که به روش کتابخانه اي انجام شده است با هدف معرفي و بررسي اين جنبش در پي اين هستيم تا امکانِ آموزش دادن فلسفه به کودکان، زمانِ مناسب براي آغاز آموزش فلسفه به کودکان، نتايج کاربردي آموزش فلسفه به کودکان و نيز روش ها و رويکردهاي موجود آموزش فلسفه به کودکان را بررسي کنيم.


 


برچسب‌ها: تفکر, تفكر فلسفي, آموزش فلسفه, خلاقیت, استدلال

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 17:18 | نویسنده : مالكي پور |

هوش بچه‌ها به دنبال تجربه و تمرین افزایش می‌یابد و در این میان حواس پنج‌گانه یعنی بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی می‌توانند سلول‌های مغزی را تحریك كنند و به ساخت هزاران سیناپس یا راه‌های ارتباط سلولی مغزی بینجامند كه این امر خود باعث افزایش هوش كودك می‌شود. موارد زیر توصیه‌هایی ساده و در عین حال بسیار موثر و كاربردی است كه آینده‌ای روشن برای فرزندتان رقم می‌زند

 



رژیم‌غذایی مناسب انتخاب كنید

تغذیه متعادل و متناسب به‌طور حتم در رشد هوشی كودكان موثر است. این تغذیه را مادر باید از دوران بارداری آغاز كند. پس از تولد حداقل تا یك سال لازم و ضروری است كه نوزاد از شیرمادر تغذیه كند. تحقیقات نشان داده تغذیه با شیرمادر می‌تواند 7 نمره IQ كودكان را افزایش دهد. بعد از اتمام شیردهی انتخاب رژیم‌‌غذایی غنی از پروتئین (تخم‌مرغ، ماهی، گوشت‌قرمز، حبوبات و...) می‌تواند باعث افزایش توجه و تمركز و قدرت تفكر در كودكان شود. قندها نیز از جمله گروه‌های غذایی موردنیاز مغز و سوخت اصلی مغز كودكان محسوب می‌شود. بهترین نوع قند، قندهای موجود در غلات و میوه‌ها هستند. در كنار این مواد استفاده كافی و به اندازه از ویتامین‌ها و موادمعدنی اهمیت ویژه‌ای دارد. قندهای صنعتی و شكر برخلاف باور عموم اثر منفی بر كاركرد مغز می‌گذارد و می‌تواند میزان توجه و توانایی تمركز را در كودكان كاهش دهد



.با كودكتان تعامل داشته باشید

بررسی‌های محققان نشان داده است كودكانی كه والدین با آنها بازی نمی‌كنند و به اندازه كافی به آنها توجه ندارند از نظر مغزی رشد كمتری دارند و كودكانی افسرده‌اند در حالی كه بازی با كودك و دخالت دادن او در امور می‌تواند تا حد زیادی باعث افزایش هوش كودك می‌شود.



با كودكتان حرف بزنید،

به او گوش دهید و برایش كتاب بخوانید

در صورتی كه با كودكتان حرف بزنید و برایش كتاب بخوانید و از او بخواهید با شما حرف بزند، زبان گفتاری او را پرورش داده‌اید. البته این كار به شرطی بر هوش كودك تاثیر می‌گذارد كه از زبانی كودكانه بهره نگیرید و اشیاء، نسبت‌های خانوادگی، اعضای بدن و روزهای هفته را همانند یك فرد بزرگسال نام ببرید. اجازه بدهید دایره لغات كودكتان وسعت یابد. هرچه می‌توانید خواندن كتاب را سریع‌تر برای فرزندتان شروع كنید تا زبان را بهتر بیاموزد. كودكانی كه والدین برای آنها كتاب می‌خوانند معمولا در آینده علاقه مفرطی به خواندن كتاب داشته و در دوران تحصیل و پس از آن در دوران بزرگسالی انسان‌هایی موفق‌تر و باهوش‌ترند.




اجازه بدهید كودكتان بازی كند

وقتی كودكان بازی می‌كنند از توانایی‌های هوشی، اجتماعی، فیزیكی و احساسی خود به شكلی عالی كمك می‌گیرند. وقتی كودكی با سایر بچه‌ها بازی می‌كند، یاد می‌گیرد از ایده‌های آنها استفاده كند و احساساتش ر ا بروز دهد. بازی شما با كودكتان نیز همین تاثیر را در او خواهد داشت.



كودك را به ورزش تشویق كنید


ورزش و تمرین‌های بدنی، جسم كودك را قوی و ذهن او را هوشیار می‌كند. در بدن كودكی كه ورزش می‌كند هورمون رشد بیشتری ترشح می‌شود و جریان خون به سمت مغز تندتر است و این مساله باعث تولید سلول‌های مغزی جدید و افزایش هوش او می‌شود.




اجازه بدهید كودكتان شاهد فعالیت‌های خلاقانه باشد

كودكان از بزرگسالان تقلید می‌كنند. كتاب بخوانید، كارهای خلاقانه انجام دهید و اجازه دهید فرزندتان از شما تقلید كند.


تماشای تلویزیون را محدود كنید

بازی‌های كامپیوتری، تماشای تلویزیون و برنامه‌های آموزشی خوب است اما میزان آن را محدود كنید. هرگز تلویزیون یا كامپیوتر را در اتاق كودكتان قرار ندهید. تحقیقات نشان داده، تماشای زیاد تلویزیون و بازی با رایانه می‌تواند اثر منفی بر هوش كودكان داشته باشد.




به او موسیقی بیاموزید

طبق بررسی‌های به عمل آمده، گوش سپردن به موسیقی كلاسیك می‌تواند باعث تحریك حافظه، توجه، تمركز، انگیزه و یادگیری كودك شود. در ضمن استرس را كاهش می‌دهد و این موضوع برای مغز بسیار مفید است. آموزش موسیقی به كودكان بالای 3 سال نیز تاثیر ویژه‌ای بر هوش آنها می‌گذارد. بهترین ابزار موسیقی برای آغاز، آموزش پیانو است.


منبع:وب سايت پارسيانه


برچسب‌ها: تقويت هوش, هوش كودكان, تفكر, حافظه, گلستان دانش

تاريخ : یکشنبه سوم آذر 1392 | 21:51 | نویسنده : مالكي پور |

این کتاب شامل 101آزمایش  جالب وساده درزمینه فیزیک می باشد.

مطالعه این کتاب به همکاران عزیز توصیه می شود




برچسب‌ها: معرفي كتاب, آزمايش هاي لذت بخش فيزيك, فيزيك, مالكي پور, گلستان دانش

تاريخ : یکشنبه سوم آذر 1392 | 11:51 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : یکشنبه سوم آذر 1392 | 10:25 | نویسنده : مالكي پور |

▪ برنامه مناسبی برای جلوگیری از وقوع بی انضباطی های دانش آموزان و اطلاع از رفتار آنها طراحی شود.

▪ شرکت دادن دانش آموزان در برنامه های انضباطی و روشن کردن قوانین، مقررات و انتظارات مدرسه از آنها.




▪ روش هــای تــدریــس و آموزش های معلم باید با توانایی ها، استعـداد و تـفـاوت هـای فردی دانش آموزان متناسب باشد و از بکارگیری روش های یکنواخت، خسته کننده و بی حاصل احتراز کند.

▪ دانش آموزان معمولاً دارای مسائل و مشکلات جسمی، روحی، اجتماعی و عاطفی مختلفی هستند، که بی توجهی به آنها موجب آزردگی و احتمال بروز مسائل و مشکلات انضباطی در آنان می شود.

▪ همان طوری که انتظارات بالای معلم از دانش آموزان موجب ناکامی آنها می شود، انتظارات پایین معلم نیز موجبات ملالت، بیزاری و بی حوصلگی آنان از درس، معلم و مدرسه را فراهم می کند.

▪ معمولاً بی توجهی به درس معلم، برهم زدن کلاس، بازی گوشی دانش آموز، دفاعی است که او در مقابل شکست، تحقیر و یا به منظور اظهار وجود، ابراز می دارد. بنابراین باید به آنچه که دانش آموزان احساس یا فکر می کنند، خوب گوش فرا داد در توان خواستهای معقول و منطقی آنها را برآورده کرد.

▪ هنگامی که دانش آموزان احساس ترس، اضطراب، خشم و غیره می کنند، بیشتر مرتکب سوءرفتار و بی انضباطی می شوند.





▪ معلمانی که دانش آموزان خود را درک می کنند و به حرف های آنها توجه دارند، خیلی راحت تر و بهتر می توانند با شاگردان رابطه عاطفی و دوستانه برقرار کنند که در نتیجه از بسیاری از مشکلات، شیطنت ها و بی انضباطی های آنها جلوگیری خواهد شد.

▪ استفاده از روش های تدریس یـکنواخـت، مـوجـب بـی تـوجهی دانش آموزان به درس، به هم خوردن موقعیت یادگیری و ایجاد شلوغی و بی نظمی در کلاس خواهد شد.

▪ بـرای اوقــات فـراغـت دانش آموزان در مدرسه و کلاس درس باید برنامه ریزی کرد تا از بروز مسائل و مشکلات انضباطی آنها جلوگیری شود.

▪ در تهیه و تنظیم قوانین و مقررات انضباطی، مسئولان مدرسه باید از شاگردان خود به عنوان یک طرف مشورت استفاده کنند. زیرا طرح و تدوین مقررات انضباطی با شرکت دانش آموزان بسیار بهتر از مقررات تحمیلی و یک جانبه خواهد بود و همکاری و مساعدت دانش آموزان را بیشتر جلب خواهد کرد.



▪ هنگامیکه قوانین و مقررات انضباطی خاصی در مدرسه برقرار می شود، باید تمامی شاگردان را ملزم به اطاعت از آن کرد. در صورت رعایت نکردن یا نقض قوانین نه فقط نباید هیچ گونه عذر و بهانه ای را از فرد خاطی پذیرفت، بلکه باید او را وادار کرد تا نتایج و پیامدهای مربوط به آن را نیز تحمل کند.

زیـرا قـبول عـذر و بهانه های دانش آموزان،دروغ پردازی، عدم احساس مسئولیت، زیر پا گذاشتنه قوانین و بسیاری دیگر از بی انضباطی ها را اشاعه می دهد.

▪ در برخورد با دانش آموزان بـایـد از تـقویت کنـنده هـایـی مانند نوازش، دست دادن با آنها، دست به شانة آنها زدن، خواندن نام کوچک آنان و غیره استفاده شود. زیرا رفتار و برخورد صمیمانه با دانش آموزان تا حدود بسیار زیادی از بی انضباطی و شرارت آنها می کاهد. البته باید احتیاط کرد، تا جنبة سوءتفاهم و سوءاستفاده پیش نیاید.

▪ از دخــالــت زیــاد در زندگی خصوصی و شخصی دانش آموزان، که در حیطه اختیار دسـت اندرکاران آموزش و پرورش نیست، باید خودداری شود. زیرا این کار موجب تشنج، عصبانیت و حساسیت هایی در آنها می شود.

▪ برقراری انضباط از راه تنبیه، پیامدهایی نظیر مقاومت، بی اعتنایی، یاغیگری، عصیان، منفی بافی، شورش، تملق گویی، لجبازی، کناره گیری، و فرار از زندگی دانش آموز را به دنبال خواهد داشت.

▪ مقررات و قوانین انضباطی تنظیم شده باید با توانایی، رشد، مـشخصات و سن دانش آموزان، تناسب داشته باشد.

▪ مقرراتی که در مدرسه وضع می شود، باید برای تمامی دانش آموزان و مسئولان و در هر زمان مورد احترام باشد، در غیر این صورت دانش آموزان نسبت به مدرسه و مقررات آن، بدبین و بی اعتماد می شوند.




▪ تــردیـدی نـیست که دانش آموزان باید برای رفتار پسندیده و پیشرفت تحصیلی خود مورد تشویق قرار گیرند و رفتار ناپسند آنها هم به نحوی، ضعیف و خاموش شود.

▪ متأسفانه دیده شده است از آنجا که دانش آموزان خوب و منضبط برای معلم مشکلی ایجاد نمی کنند، معمولاً مورد بی مهری و بی توجهی قرار می گیرند. برعکس دانش آموزان ناسازگار و بی انضباط، چه از طریق مثبت و چه از طریق منفی بیشتر مورد توجه معلم و مسئولان مدرسه قرار می گیرند. این کار باعث می شود دانش آموزان خوب و با انضباط نیز به تدریج دلسرد و بی تفاوت شوند و ممکن است که دست به بی انضباطی و کارهای نامعقول بزنند.

▪ تشویق و تنبیه معلم و مسئولان مدرسه باید به موقع و با رفتار دانش آموزان متناسب باشد، تا مفید و مؤثر واقع شود.

▪ مسئولان مدارس و معلمان باید با دادن حق تصمیم گیری و اظهارنظر به دانش آموزان، روح اعتماد به نفس، خوش بینی، استقلال طلبی و مسئولیت پذیری را در آنها بوجود آورند.

 

 


برچسب‌ها: مسائل انضباطي مدارس, مشكلات انضباطي, معاون آموزشی, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : شنبه دوم آذر 1392 | 20:8 | نویسنده : مالكي پور |

نام شعر : روشني، من، گل، آب

ابري نيست

ابري نيست
بادي نيست.


مي نشينم لب حوض:


گردش ماهي ها ، روشني ، من ، گل ، آب.
پاكي خوشه زيست.

مادرم ريحان مي چيند.
نان و ريحان و پنير ، آسماني بي ابر ، اطلسي هايي تر.
رستگاري نزديك : لاي گل هاي حياط.



نور در كاسه مس ، چه نوازش ها مي ريزد!
نردبان از سر ديوار بلند ، صبح را روي زمين مي آرد


پشت لبخندي پنهان هر چيز.
روزني دارد ديوار زمان ، كه از آن ، چهره من پيداست


چيزهايي هست ، كه نمي دانم.
مي دانم ، سبزه اي را بكنم خواهم مرد.


مي روم بالا تا اوج ، من پرواز بال و پرم.
راه مي بينم در ظلمت ، من پرواز فانوسم.


من پرواز نورم و شن 
و پر از دار و درخت.
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.


پرم از سايه برگي در آب:
چه درونم تنهاست.


برچسب‌ها: شعر, سهراب سپهری, اشعار سهراب سپهری, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : شنبه دوم آذر 1392 | 17:37 | نویسنده : مالكي پور |

شيوه هاي آموزش خلاقيت :

روش تحريك فكري يا بارش فكري يا يورش فكري                         ( مهم و بحث انگيز )

« اجراي تكنيك گردهمايي كه از طريق آن گروهي مي كوشند      راه حلي براي يك مسأله بخصوص با انباشتن تمام ايده هايي كه به وسيله اعضاء ارائه مي شود بيابند . » با كل كلاس يا گروه بندي     مي توان انجام داد .

فهرست خصوصيات :

به جاي طرح موضوع به شكل كلي ، به اجزاء كوچكتري تقسيم و به هرجزء مستقلاً پرداخته مي شود . در اين روش فرد فهرستي از صفات مختلف يك شي يا يك ايده را آماده كرده و سپس هر صفت جداگانه بررسي مي نمائيم .

 

اين روش را مي توان هم در مسائل پيچيده وهم ساده به كار برد . همچنين از اشياء تا مسائل انتزاعي را دربرگرفت .

شي ساده : ميز ، كاغذ : فهرستي از شكل ، اندازه ، رنگ ، كاربردو... سپس تمركز روي هر خصوصيت و راههايي جهت اصلاح ، تغيير ، بهبود

( كار عملي )

 فهرست سؤالات :

فهرستي از سؤالات تهيه تا موجب برانگيختن قدرت تفكر گردد سؤالات آنگونه تنظيم مي شوند كه ايده برانگيز باشند .

مي توان فردي يا گروهي استفاده نمود .

سؤالات :

كاربردهاي ديگر


اقتباس


تبديل و تغيير


جانشين سازي


بزرگ سازي


كوچك سازي


تغيير ترتيب


وارونه سازي


تركيب





برچسب‌ها: پرورش خلاقيت, تفكر, اصلاح الگوي مصرف, بارش فكري, گلستان دانش

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392 | 17:17 | نویسنده : مالكي پور |

تعريف تفكر خلاق :

توافقي ميان محققان و روان شناسان به عمل نيامده است .

بعضي از تعاريف براساس :

الف ) ويژگيهاي شخصيتي افراد

ب) فرايند خلاق

ج ) محصول خلاق 

مي باشد .

 



الف ) گيلفورد: مجموعه اي از تواناييها و خصيصه هايي است كه موجب تفكر خلاق مي شود .

ب )مدينك : شكل دادن به عناصر متداعي به صورت تركيبات تازه كه الزامات خاصي مطابق است يا به شكلي مفيد است . هرچه عناصر تركيب جديد ، غيرمشابه تر باشند . فرايند حل كردن خلاقتر خواهد بود .

ج ) گيزلين: ارائه كيفيت هاي تازه از مفاهيم و معاني است .

د )تايلور : شكل دادن تجربه ها در سازمان بندي هاي تازه

 

دوبونو DOBONO

تفكر جانبي يا خلاق: كه به دنبال تغيير ساختار قالب ها و ايجاد قالب هاي جديد

تفكر عمودي : ايجاد قالب هاي ذهني وتوسعه آن




 تعاريف خلاقيت :

حل يك مشكل يا سلسله اي از مسائل كوچك و بزرگ مي باشد .

تحولات دامنه دار و جهت دار در فكر و انديشه انسان ها به طوري كه فرد توانايي تركيب عوامل قبلي را به طريق جديد به دست آورد .

به كارگيري

مجموعه اي از تواناييها و خصيصه هاست كه موجب تفكر خلاق     مي شود. ( گيلفورد – 1950)

ارائه كيفيت هاي تازه از مفاهيم و معاني (گيزلين -1988)

شكل دادن تجربه ها در سازمان بندي هاي تازه (تايلور-1988)

فرايندي كه نتيجه آن يك كار تازه اي مي باشد كه توسط گروهي در يك زمان به عنوان چيزي مفيد و رضايت بخش مقبول واقع شود. (استين – 1974)



توانايي :

توانايي حل مسائلي است كه فرد قبلاً حل آن ها را نياموخته است .

 

تفكر خلاق همان تفكر واگرا نيست .

بلكه مجموعه تواناييهاي مختلف است .

خلاقيت يك جريان و مجموعه تعاملي نگريست كه تفكر واگرا قسمتي از اين مجموعه است .

خلاقيت : مجموعه عوامل شخصيتي ، فرايند و محصول است كه در يك محيط اجتماعي در حال تعاملند .


 



صفات افراد خلاق : ( استرنبرگ )

تحمل ابهام

پشتكار و مداومت

اراده

خطرپذيري

استقلال فردي


 



مواردي در خصوص خلاقيت :

 

گستره خلاقيت و سيع و از مسائل كوچك روزانه تا پيشرفت هاي مهم درعلوم ، ادبيات – هنر

برخلاف نظر عمومي : هر فردي با توانائيهاي شناختي معمولي و با مقداري تلاش مي تواند از خود خلاقيت به خرج دهد .

در هر كاري خاص يك شخص مي توان درجه اي از خلاقيت را يافت .

 مي توان خلاقيت را در همه افراد افزايش داد. هرچند داراي توانايي بالقوه متفاوتي در خلاقيت باشد .

افراد خلاق از ويژگيهاي شخصيتي خاصي برخوردارند . اما صرف داشتن آن باعث خلاقيت در همه زمانها و زمينه ها نمي شود .

آزاد بودن افراد خلاق از محدوديت هاي خارجي در كنار عوامل اساسي مانند علاقه بكار و درگيري عميق با كار انفرادي لازم          مي باشد .



شكستن عادت : كنار گذاشتن شيوه هاي قبلي فكر وعملي ، استفاده از روشهاي جديد .

تأخير در ارزيابي يا تعويق قضاوت در مورد ايده ها

درك پيچيدگي يا توجه به مسائل پيچيده و درگير شدن با آن

درك توأم با خلاقيت يا ديدن چيزها به طور متفاوت ، مشاهده امور به شيوه اي تازه كه قبلاً به آن ، آنگونه توجه شده بود .

تفكر وسيع : ارتباط برقراركردن ميان ايده هاي متفاوت



برچسب‌ها: پرورش خلاقيت, تفكر, اصلاح الگوي مصرف, تفكرهمگرا وواگرا, گلستان دانش

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392 | 17:6 | نویسنده : مالكي پور |

طرح پرورش خلاقيت با اصلاح الگوي مصرف چندين سال است كه در دوره ابتدايي در كلاس هاي چهارم و پنجم در حال اجرا مي باشد .. به منظئر اطلاع كامل همكاران هم فايل مربوط به كتاب ان را در وب گذاشته و هم پاور كامل آن را در چند پست  آورده ام...


 بخش اول : ضرورت و اهميت

 تعاريف :

oتفكر


oانواع تفكر


oخلاقيت مقدمه


oاصلاح الگوي مصرف


ويژگيها تفكر خلاق


شيوه هاي پرورش خلاقيت


oروش تحريك مغزي


oفهرست خصوصيات


oفهرست سوالات 



 بخش دوم :  شيوه هاي اجرايي

گام اول : تشخيص مسأله


گام دوم : بررسي وتحليل


گام سوم : طرح مسأله


گام چهارم : اجرا نمودن ايده ها


گام پنجم : مستند كردن ايده ها


مسأله هاي پيشنهادي


بخش سوم : نظارت و ارزشيابي


 در اين چند پست متوالي مباحث طرح پرورش خلاقيت با اصلاح الگوي مصرف ارائه خواهد شد...



برچسب‌ها: پرورش خلاقيت, تفكر, اصلاح الگوي مصرف, تفكرهمگرا وواگرا, گلستان دانش

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم آذر 1392 | 16:49 | نویسنده : مالكي پور |

http://upload7.ir/images/13115363556249113257.jpg


منبع: وبلاگ نیمکت چهارم


برچسب‌ها: كاردستي, خلاقيت, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : جمعه یکم آذر 1392 | 18:2 | نویسنده : مالكي پور |

 سه اصل محوری شادزیستن را به خاطر داشته باشید:


الف) کامل زیستن Fulfillment1): اگر انسانها ارزشهای عمیق خود را در زندگی کشف کنند و انتخابهایشان با ارزشهایشان هماهنگ و هم سو و همخوان باشد، به این نتیجه خواهند رسید که «داشتن یک زندگی کامل» مربوط به آینده نیست، بلکه در هر لحظه میتوان کامل بود و کامل زیست.

ب) تعادل Balance2): تعادل مستلزم انتخاب کردن است. ما باید از بین انتخابهای مختلف، انتخابهای روشنتر و آگاهانه تری داشته باشیم. درست مانند فصول سال، تعادل در یک جریان پویا قابل مشاهده است و یک هدف ایستا نیست. آیا شما به سمت تعادل بیشتر در زندگی حرکت می کنید؟ آیا شما بالانس هستید؟

ج)حضور در فرایند زندگی process3)زندگی راه رفتن است، نه رسیدن. زندگی یک فرایند است و مثل رودخانه ای جاری است که گاهی خروشان و پر پیچ و خم است، گاه آرام و بی تلاطم، گاه با سیلاب همراه است و گاه خشک و کم آب. ما نباید فقط بر کسب نتیجه متمرکز باشیم، بلکه باید در کل فرایند زندگی حضور داشته باشیم. هر کسی به شیوه خود فرایند زندگی را طی میکند و یک مسیر ثابت و مطلق برای همه وجود ندارد. نکته: هر کس باید فرایند مناسب خود را پیدا کند، امکانهایی که هر چالشی پیش روی او می گذارد را بهتر ببیند و با استفاده از مجموعه داشته ها و تواناییها و خلاقیت خود طی طریق کند.


برچسب‌ها: شادي, شاد زيستن, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : جمعه یکم آذر 1392 | 10:45 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 17:22 | نویسنده : مالكي پور |

داستان حضرت نوح عليه السلام

حضرت نوح (عليه السلام ) در قرآن 
در قرآن كريم نام حضرت نوح (عليه السلام ) چهل و سه بار ذكر شده است . در بعضى آيات به اجمال و در برخى به تفصيل به قصه نوح اشاره شده است ، ولى در هيچ آيه اى به جزئيات زندگى او پرداخته نشده است ، شايد به اين دليل كه قرآن كريم كتاب تاريخ نيست تا در آن به شرح زندگى افراد بپردازد؛ بلكه قرآن كتاب هدايت است و از امور گذشتگان ، آنچه را كه مايه سعادت مردم است ، متعرض مى شود و به صراحت حق را مشخص مى كند تا مردم ، همان را الگوى زندگى قرار دهند تا در حيات دنيوى و اخروى رستگار گردند. از اين رو به قسمت هايى از قصص انبيا و امت هاى آنان اشاره مى كند تا مردم بفهمند سنت و روش خداى تعالى و سرگذشت امتهاى پيشين چه بوده است تا عبرت بگيرند و حجت بر آنان تمام شود. در شش ‍ سوره از سوره هاى قرآن داستان حضرت نوح (عليه السلام ) به تفصيل آمده است كه آن سوره ها عبارتند از: اعراف ، هود، مؤ منون ، شعراء، قمر و نوح ؛ از همه مفصل تر در سوره هود به نوح پيامبر پرداخته شده است و به عبارت ديگر در بيست و پنج آيه ، يعنى از آيه ٢٥ تا ٤٩ سوره هود درباره حضرت نوح است كه در ادامه به آن مى پردازيم .


بعثت و رسالت حضرت نوح (عليه السلام ) 

اولين پيامبر اولوالعزم و نيز نخستين پيامبر پس از حضرت ادريس ، حضرت نوح (٨٩) است كه داراى شريعت و كتاب بود.


نام اصلى او ((عبدالغفار)) يا ((عبدالملك )) يا ((عبدالاءعلى )) بود. سبب ناميدن آن حضرت به ((نوح )) از اين رو بود كه او ساليان درازى از خوف خدا بر خود يا قوم خود نوحه گرى مى كرده است .


قبل از حضرت نوح (عليه السلام )، افراد بشر يا فرزندان حضرت آدم (عليه السلام ) به صورت يك امت ساده زندگى ميكردند و فطرت انسانى خود را راهنماى زندگى قرار داده بودند، اما به تدريج خوى استكبار در آنان پيدا شد كه منجر به استعباد و برده گرفتن يكديگر انجاميد، به گونه اى كه گروهى بعض ديگر را تحت فرمان خود گرفتند و زيردستان ، مافوق خود را پروردگار خود مى پنداشتند. اين پندار، بذرى بود كه كاشته شد، رشد كرد؛ و در نتيجه به اختلاف شديد طبقاتى و استخدام ضعفا به وسيله اقويا و برده گرفتن قدرتمندان منجر شد. در واقع اختلاف ها و كشمكش ها و خونريزى هاى بشر از آن نقطه شروع شد.


در زمان حضرت نوح (عليه السلام ) فساد در زمين شايع شد و مردم از دين توحيد و سنت عدالت اجتماعى روى گردان شدند و به پرستش بت ها روى آوردند؛ در سوره نوح نام چند بت آن روزگار كه عبارت بودند از: ود، سواع ، يغوث ، يعوق ، نسر ذكر شده است . فاصله طبقاتى روز به روز بيشتر مى شد و آنهايى كه از نظر مال و اولاد قوى تر بودند، حقوق ضعفا را پايمال مى كردند. ستمگران ، زيردستان را به ضعف بيشتر كشانيده و به دلخواه بر آنان حكومت مى كردند.


در اين زمان بود كه خداى تعالى حضرت نوح را با كتاب و شريعت مبعوث كرد؛ تا با بشارت و انذار آنان را به دين توحيد دعوت و از پرستش خدايان دروغين منع كند و مساوات و عدالت را در بينشان برقرار سازد.


اين پيامبر اولوالعزم در سن هشتصد و پنجاه سالگى به پيامبرى مبعوث گرديد و خداوند او را با رسالت خويش به سوى قومش فرستاد. مردم آن عصر غرق در بت پرستى ، خرافات و فساد بودند و به قدرى در عقيده ذلت بار خود لجات مى ورزيدند كه حاضر بودند بميرند ولى لطمه اى به عقايدشان نخورد، به گونه اى كه فرزندان خود را نزد نوح مى آوردند و به آنان سفارش مى كردند كه مبادا سخنان اين پيرمرد را گوش كنيد، اين پير شما را فريب مى دهد.



بعضى ديگر از آن قوم نادان و لجوج ، دست فرزند خود را گرفته و نزد نوح مى آوردند و به او مى گفتند: ((از اين مرد بپرهيز كه مبادا تو را گمراه كند. اين وصيتى است كه پدرم به من كرده و من نيز اكنون همان سفارش را به تو مى كنم)). (٩٠)

قرآن كريم درباره مقابله مردم در برابر دعوت حضرت نوح (عليه السلام ) چنين مى فرمايد:

جعلوا اءصابعهم فى آذانهم و استغشوا ثيابهم و اءصروا واستكبروا استكبارا (٩١)؛

(([من هر وقت آنها را دعوت كردم تا بر آنها ببخشايى ] انگشتان خود را در گوشهايشان مى كردند و لباس هاى خويش بر سر مى كشيدند و (بر مخالفت و عناد) اصرار مى كردند و به شدت تكبر مى ورزيدند)).

اشراف كافر قوم نوح (عليه السلام ) نزد آن حضرت آمدند و در پاسخ دعوت او گفتند: ما تو را جز بشرى چون خود نمى بينيم . كسانى را كه از تو پيروى كرده اند جز گروهى اراذل ساده لوح نمى بينيم . تو نسبت به ما هيچ برترى ندارى ، بلكه تو را دروغگو مى دانيم .


نوح در پاسخ گفت : ((اگر من دليل روشنى از پروردگارم داشته باشم و از نزد خودش رحمتى به من داده باشد، آيا باز هم رسالت مرا انكار مى كنيد؟ اى قوم ! من به خاطر اين دعوت ، اجر و پاداشى از شما نمى خواهم ، پاداش ‍ من تنها بر خداست . من آن افراد اندك را كه ايمان آورده اند به خاطر شما ترك نمى كنم ، چرا كه اگر آنها را از خود برانم ، در روز قيامت در پيشگاه خدا از من شكايت خواهند كرد، ولى شما را قومى نادان مى نگرم)). (٩٢)


((ماءموريت من آن است كه رسالت ها و پيام هاى پروردگار خود را به شما ابلاغ كنم و شما را نصيحت كنم )).

((آيا تعجب مى كنيد كه تذكرى از پروردگارتان به وسيله مردى از جنس ‍ خود براى شما آمده است ، كه شما را بيم دهد تا پرهيزكارى كنيد و شايد مورد رحمت قرار گيريد )). (٩٣)


حضرت نوح گاهى به دليل هاى بزرگ و نشانه هاى الهى در وجود خود يا ساير موجودات اشاره مى كرد و مى فرمود: ((به آنان گفتم : از پروردگار خويش آمرزش بخواهيد كه او بسيار آمرزنده است ، تا باران هاى پر بركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختيارتان قرار دهد! چرا شما براى خدا عظمت قائل نيستيد؟! در حالى كه شما را در مراحل مختلف آفريد (تا از نطفه به انسان كامل رسيديد) آيا نمى دانيد چگونه خداوند هفت آسمان را يكى بالاى ديگرى آفريده است ، و ما را در ميان آسمان ها مايه روشنايى ، و خورشيد را چراغ فروزانى قرار داده است ؟! و خداوند شما را همچون گياهى از زمين رويانيد، سپس شما را به همان زمين باز مى گرداند و بار ديگر شما را خارج مى سازد! و خداوند زمين را براى شما فرش ‍ گسترده اى قرار داد تا از راه هاى وسيع و دره هاى آن بگذريد !)). (٩٤)


به هر حال چون گفتگو ميان حضرت نوح (عليه السلام ) با آن قوم سركش ‍ بسيار بالا گرفت و سخن مستدل و دليلى در برابر گفتار خيرخواهانه نوح نبود، لجاجت و عناد كردند و به تدريج شروع به تهديد كردند. سرانجام گفتند: ((اى نوح ! جدال را با مال از حد گذراندى . اكنون اگر راست مى گويى آن عذابى كه ما را از آن بيم مى دهى بياور)). (٩٥) و بار ديگر گفتند: اى نوح ! اگر دست از اين گفتارت بر ندارى و بس نكنى سنگسار خواهى شد (٩٦).


آنان از پيش نوح برخاستند و با تاءكيد و عناد بيشترى به مردم مى گفتند: ((مردم به خاطر حرفهاى نوح از معبودان خويش : ود، سواع ، يغوث ، يعوق و نسر دست برنداريد)). (٩٧)


برچسب‌ها: قصه هاي قرآني, از آدم تا خاتم, تاريخ انبيا, داستان حضرت نوح, گلستان دانش

تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 16:10 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 15:18 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 15:12 | نویسنده : مالكي پور |
          



   


      


   


ا



برچسب‌ها: نقاشي باگواش, نقاشی, خلاقيت, گلستان دانش, مالکی پور

تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 15:10 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | 15:7 | نویسنده : مالكي پور |


وضیحات:

 روانشناسان می گویند فقط می توانید صاحب چیزی باشید که ذهناً آن را بپذیرد. این را نیز می گویند که اگر فکر کنید طرد شده اید، طرد می شوید. همراه با کاربرد فنون شفا که دراین کتاب است و سایر درمانهای پزشکی که برای خود مناسب می یابید، گامی فراتر بروید و به تاکید ندا در دهید: «من آماده ام. برای شفای ذهن و تن و روابط و همه امورم کاملاً آماده هستم. هم اکنون شفای کامل خود را می پذیرم. من آرام هستم و جسماً نیرومند و ذهناً قدرتمندم و همه مویرگهایم سرشار از شفا و شادمانی است
آنگاه از ضمیربرترتان بخواهید تا بر شما آشکار کند که کدام قانون شفا سریعتر شما را شفا می بخشد...



فهرست مطالب:

مقدمه شما شفا دهنده اید!
فصل اول: حقیقت تکان دهنده درباره ی شفا
فصل دوم: قانون شفا بخش «نه»
فصل سوم: قانون «شگفت» شفا
فصل چهارم: قانون شفا بخش «رهایی»
فصل پنجم: قانون شفا بخش «آری»
فصل ششم: قانون شفا بخش ستایش
فصل هفتم: قانون شفا بخش محبت
فصل هشتم: شفا از طریق« معجزه»
فصل نهم: قانون مرموز شفا
فصل دهم: قانون شفا بخش تجسم
فصل یازدهم: قانون عارفانه شفا
فصل دوازدهم: فعل و انفعال های فرایند شفا
فصل سیزدهم: ایثار و بخشش شفا بخش
در خاتمه: آیا می توانید شفای خود را بپذیرید؟

دوستان و عزيزانم توصيه ميكنم اين كتاب را نيز بخوانيد!!


برچسب‌ها: كتاب, قانون شفا, كتاب قانون شفا, گلستان دانش, مالكي پور

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 | 23:54 | نویسنده : مالكي پور |

داستان حضرت ادريس عليه السلام 


در دو سوره از قرآن كريم نا حضرت ادريس آمده است . در سوره مريم مى فرمايد:

واذكر فى الكتاب ادريس انه كان صديقا نبياَ و رفعناه مكانا عليا؛ ((و در اين كتاب ادريس را ياد كن كه پيامبرى راست پيشه بود و ما او را به مقام ارجمندى بالا برديم)). (٨١)

همچنين در سوره انبيا فرمود:


و اسماعيل و ادريس و ذالكفل كل من الصابرينَ و اءدخلناهم فى رحمتنا انهم من الصالحين ؛ ((و اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را ياد آر كه همه از صابران بودند. و آنان را مشمول رحمت خود كرديم چون از شايستگاه بود)). (٨٢)


نام اصلى ادريس ، اخنوخ است . او نزديك شهر كوفه و در مكان فعلى مسجد سهله مى زيست ، و خياط بود، سيصد سال عمر كرد و با پنج واسطه به حضرت آدم (عليه السلام ) مى رسد، براى اين به او ادريس مى گفتند كه معارف الهى و حكمت هاى آموزنده را تدريس مى كرد. برخى از تواريخ نوشته اند: ادريس اولين كسى بود كه با قلم ، خط نوشت و علاوه بر مقام نبوت به علم نجوم و حساب و هيئت احاطه داشت . دوختن لباس را به انسان ها آموخت ، زيرا قبل از او مردم با پوست حيوانات خود را مى پوشاندند.


صعود ادريس به آسمان چهارم و پنجم

در بعضى از روايات آمده كه فرشته اى از سوى خداوند نزد ادريس آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولى اعمالش مژده داد. ادريس بسيار خشنود شد و خدا را شكر كرد، سپس آرزو كرد هميشه زنده بماند و به شكرگزارى خداوند بپردازد. فرشته از او پرسيد: چه آرزويى دارى ؟


ادريس گفت : جز اينكه زنده بمانم و شكرگزارى خدا كنم ، هيچ آرزويى ندارم ، زيرا در اين مدت دعا مى كردم كه اعمالم پذيرته شود كه پذيرفته شد. اينك مى خواهم كه خدا را به خاطر قبولى اعمالم شكر كنم و اين شكر ادامه يابد.


فرشته بال خود را گشود و ادريس را در برگرفت و او را به آسمان ها برد؛ هم اكنون ادريس زنده است و به شكر گزارى خداوند مشغول است (٨٣).

در بعضى روايات نيز آمده كه عزرائيل روح او را بين آسمان چهارم و پنجم قبض كرد. در روايتى امام صادق (عليه السلام ) فرمود: يكى از فرشتگان ، مشمول غضب الهى شد و خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزيره اى انداخت . او سال ها در انجام در عذاب بود تا هنگامى كه ادريس ‍ به نبوت رسيد، او نيز خود را به ادريس رساند و عرض كرد: اى پيامبر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود و بال و پرم را به من برگرداند.


ادريس دعا كرد و خداوند از او درگذشت و بال و پرش را به او بازگرداند. فرشته كه سلامتى خود را باز يافته بود به ادريس عرض كرد: آيا حاجتى دارى ؟ ادريس گفت : آرى ، مى خواهم مرا به آسمان ببرى تا با ملك الموت (عزرائيل ) ملاقات كنم و با او ماءنوس شوم ، زيرا با ياد او زندگى بر من گوارا نيست .

فرشته ادريس را به آسمان چهارم برد، در آنجا ملك الموت را ديد كه نشسته است و سرش را از روى تعجب تكان مى دهد!


ادريس به او سلام كرد و پرسيد: چرا سرت را تكان مى دهى ؟

عزرائيل گفت : خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بين آسمان چهارم و پنجم (يعنى در همين مكان ) قبض كنم ؛ من به خداوند متعال عرض كردم ، آيا چنين چيزى ممكن است ، با اين كه بين آسمان سوم و چهارم پانصد سال و بين آسمان دوم و سوم نيز همين مقدار فاصله است . سپس عزرائيل روح ادريس را قبض كرد. از اين رو قرآن مى فرمايد:

و رفعناه مكانا عليا (٨٤) ؛ ((و ما ادريس را به مقام بلندى بالا برديم )).



در روايتى پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:

در شب معراج مردى را در آسمان چهارم ديدم ، از جبرئيل پرسيدم كه اين مرد كيست . جبرئيل گفت : اين ادريس پيامبر است كه خداوند او را به مقام ارجمندى بالا آورده است . به ادريس سلام و براى او طلب آمرزش كردم . او نيز بر من سلام و برايم طلب آمرزش كرد (٨٥).


مدت عمر ادريس (عليه السلام ) 

در عمر ادريس اختلاف است . يعقوبى عمر او را سيصد سال نوشته است .

ابن اثير عمر ادريس را سيصد و شصت و پنج سال نوشته است . اما مسعودى در اثبات الوصية گويد: روزى كه ايشان را به آسمان بردند، از عمرش سيصد و شصت و يا سيصد و پنجاه سال گذشته بود (٨٦).

ادريس (عليه السلام ) در روايات 
امام صادق (عليه السلام ) درباره فضيلت مسجد سهله فرموده است : هرگاه به كوفه رفتى ، پس به مسجد سهله برو و در آنجا نماز بگزار و جاجت هاى خود را از خدا بخواه ؛ زيرا مسجد سهله خانه ادريس پيامبر بود كه در آن خياطى مى كرد و نماز مى خواند. هر كس خواند را در اين مسجد به آنچه كه دوست مى دارد بخواند، تحقيقا خواسته هايش اجابت مى شود و در قيامت چون ادريس در مكانى رفيع قرار مى گيرد و از بلاياى دنيا و فتنه دشمنان در پناه خداوند خواهد بود (٨٧).



از جمله روايات وارده در داستان ادريس ، روايتى است كه كتاب كمال الدين و تمام النعمه به سند خود از براهيم بن ابى البلاد و او از پدرش و او از امام محمد باقر (عليه السلام ) نقل كرده است . خلاصه آن روايت اين است : در آغاز نبوت ادريس سلطان جبارى بود. روز به تفريح و سياحت مشغول بود. در راه به سرزمين خرم رسيد، از آنجا خوشش آمد و خواست آن را تصرف كند. آن زمين از آن بنده مؤ منى بود. دستور داد براى خريد آن احضارش ‍ كردند اما مرد حاضر به فروش نشد. پادشاه درباره اين پيشامد نارحت و متحير بود به شهر خود بازگشت و با همسرش مشورت كرد؛ زن پيشنهاد داد كه چند نفر را وادار كند تا به دروغ گواهى دهند كه مالك زمين از دين پادشاه بيرون شده و دادگاه نيز حكم قتلش را صادر كند و ملكش را به تصرف درآورد. شاه هم با انجام اين كار زمين آن مرد مؤ من را غصب كرد.



خدوند به ادريس وحى كرد كه نزد آن پادشاه برو و پيام مرا به او برسان كه آيا به كشتن بنده مؤ من بى گناه من راضى نشدى ، زمينش را هم مصادره كردى و زن و فرزندش را گرسنه و محتاج و تهيدست ساختى ؟ به عزتم سوگند! در آخرت انتقامش را از تو مى گيرم و در دنيا هم سلطنت را از تو سلب خواهم كرد و ملكت را ويران و عزتت را به ذلت تبديل خواهم كرد و گوشت همسرت را خوراك سگان خواهم كرد زيرا حلم من تو را فريب داده است .


ادريس نزد شاه آمد و پيام خدا را در حضور بزرگان دربار به او رسانيد. شاه او را از مجلس خود بيرون كرد و به اشاره همسرش افرادى را براى قتل او فرستاد. 


بعضى از ياران ادريس كه از ماجرا مطلع شده بودند ادريس را خبر كردند كه از شهر خارج شود. ادريس با بعضى از يارانش همان روز از شهر بيرون رفت . ادريس در مناجاتى كه با خداوند داشت ، درخواست كرد تا وقتى كه شاه از خواسته اش بازنگشته باران رحمت به آن ديار نبارد. 


خداوند رحمان به ادريس فرمود: در اين صورت آن سرزمين مخروبه اى بيش ‍ نخواهد بود و انسان هاى بى شمارى هلاك خواهند شد. ادريس به اين عذاب رضايت داد آنگاه او با يارانش به غارى در ميان كوهها پناه برد و هر شب به امر خداوند فرشته اى طعام اين گروه را فراهم كرد. پس از آن كه عذاب خداوند نازل شد شهر ويران گشت و پادشاه كشته شد و و همسر او نيز لقمه سگان گرسنه شد. 


مدت ها بعد، پادشاه ستمگر ديگرى بر آن جماعت حكم راند، بيست سال بود كه بارانى نباريده بود، مردم كه در نهايت سختى بودند، بناچار از شهرهاى اطراف غذا و آب در خانه ها انبار مى كردند. در مردم كم كم حالت انابه و توبه ايجاد شد و تصميم گرفتند به عبادت رو آورند از اين رو، با لباس هاى خشن ، در حالى كه خاك بر سر مى ريختند به تضرع و دعا پرداختند.



خداوند به ادريس وحى فرستاد كه مردمانت به توبه روى آوردند و من كه رحمان و رحيم هستم از گناهانشان درگذشتم ؛ ولى توق عذاب بستگى به درخواست تو از درگاه احديت دارد. ادريس در برابر پروردگار از وعده خويش عدول نكرد و بارى تعالى نيز به ملكى كه غذاى ادريس را برايش ‍ فراهم مى ساخت ، فرمان داد تا طعام او را قطع نمايد. 


ادريس سه روز بدون غذا ماند تا از شدت گرسنگى لب به اعتراض گشود و گفت : پروردگارا! قبل از آنكه روح را قبض كنى ، روزيم را قطع نمودى ، خداوند به او فرمود: تو، فقط سه روز بدون غذا ماندى و اين گونه درمانده شدى ؛ چگونه به فكر مردم خويش نيستى ، همان كسانى كه بيست سال است درد گرسنگى و تشنگى را مى كشند، وقتى هم كه از تو خواستم تا بر آنان دلسوزى كنى ، بخل ورزيدى . حال كه چنين است از جاى برخيز و بسان آنان ، در طلب معاش ، ميان مردم سير كن .


ادريس در حال گرسنگى داخل شهر شد. دودى كه از خانه اى به هوا بلند بود توجه او را جلب كرد. بى درنگ به سوى آن رفت ، پيرزنى را ديد كه دو قرص نان مى پزد. از او خواست تا قرص نانى به او بدهد. پيرزن گفت : اى بنده خدا! دعاى ادريس چيزى براى ما باقى نگذاشت تا به سائل بدهيم ، بهتر است روزى خود را از شهرى ديگرى به دست آورى .


ادريس دوباره اصرار كرد كه پيرزن مقدارى از آن قرص نان را به او بدهد تا دست كم بتواند روى پاهاى خود بايستد. پيرزن گفت : قرصى از آن سهم فرزندم و قرص ديگر قسمت من است ، هر كدام از آن نخوريم هلاك مى شويم . با توصيه ادريس سهم فرزند آن پيرزن به طور مساوى بين آن دو تقسيم شد؛ فرزند كه اين گونه ديد از شدت خوف و اضطراب جان باخت ، پيرزن كه سراسيمه گشته بود، ادريس را مسئول مرگ فرزندش دانست .


 ادريس براى آرامش پيرزن گفت : ناراحت مباش ! من به اذن خداوند روحش ‍ را به كالبدش برمى گردانم . پيرزن كه زندگى مجدد فرزندش را ديد به ادريس ‍ ايمان آورد و با صداى بلند در شهر فرياد زد كه بشارت باد بر شما، ادريس ‍ به ميان ما بازگشت . مردم دور او حلقه زدند و از سختى هاى بيست سال گذشته سخن گفتند و از ادريس خواستند تا عذاب الهى از ميان آنان برداشته شود. ادريس گفت : اين كار در صورتى امكان پذير است كه همه مردم به همراه پادشاهشان با سرها و پاهاى برهنه در برابرم حاضر شوند. پادشاه سركش بيست نفر را فرستاد تا ادريس را بياورند. 


ادريس از گستاخى او برآشفت و آنان را قبض روح كرد. گروه ديگر كه بالغ بر پنجاه نفر بودند وقتى با بدن هاى بى جان گروه اول مواجه شدند، در اعتراض به ادريس گفتند كه حدود بيست سال با دعاى ما را گرفتار عذاب الهى كردى بگو تو را چه شده است كه با ما اين گونه رفتار مى كنى ؟!


ادريس خواسته خود را تكرار كرد تا اين كه در نهايت پادشاه و مردم همراهش در برابر ادريس به خضوع افتادند و از او خواستند تا از خداوند باران رحمت طلب نمايد. ادريس پذيرفت و چيزى نگذشت كه بارانى سيل آسا تمام سرزمين و نواحى اطراف آن را سيراب كرد به طورى كه مردم گمان بردند هر لحظه دچار سيلى بنيان كن خواهند شد (٨٨).

 


برچسب‌ها: قصه هاي قرآني, از آدم تا خاتم, تاريخ انبيا, داستان حضرت ادريس, گلستان دانش

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 | 16:8 | نویسنده : مالكي پور |
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 | 9:10 | نویسنده : مالكي پور |